* فقط توی باشگاهه که اعتماد به نفسم سر جای خودشه. بقیهی جاها چهار هزار فرسنگ زیر دریا.
* چند وقته هیچ کتابی نخوندم. از بس که این امتحان وقتمو گرفته. تموم بشو هم نیست حالا.
* رفتم آرایشگاه چهل دقیقهای که اونجا بودم خانومه ده بار گفته: خانم شما پوستتون بیماره - به صدا و صورتش هم یه حالتی میداد که من مطمئن بشم - راهکارشم کرم صد تومنیش بود که هی داشت میکرد توو چشم من. دیگه باورم شده که پوستم بیماره و راه درمانشم فققط اون کرمه است!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:27 توسط سوسن
|